'سیزده کلمه ای'
چیه؟
شما هم بنویسید!
RSS
e-mail
سیزده کلمه ای های:
مهشاد
مجید
محیا
گیل آوا
بامداد
همه:
هیچ ربطی به هفت جیرجیرکی که در زانوی پای راستم زندگی می کنند ندارد
من در نپتون زندگی می کنم
اونجور که من دوست دارم
برگهای زرد خبر از مرگ خدایان میدهند
عاشقانهی آخر ِ آتش و موج
عاشقانهی پراکندهی نگاه و آتش
عاشقانهی همیشهیِ دود و نگاه
عاشقانهی بیریای برف و دود
عاشقانهی سوزان ِ مژه و برف
عاشقانهی شلوغ ِ پیشانی ِ من و مژههای تو
عاشقانهی بیدلیل ِ باد و پیشانی
عاشقانهی تاریک ِِ مضراب و باد
عاشقانهی پنهان ِِ آرشه و مضراب
عاشقانهی وحشی ِ صاعقه و آرشه
عاشقانهی شرجی ِ موج و صاعقه
پله
افلیج
یک عمر سال نو
حالا یک هفته از آن می گذرد
عربده
و ای دریغ، که مولانا آتش گرفته بود
ابر را که می تواند آبستن کند؟
گوشهایت سکوتم را میشنود؟
دنیای بی روح
مترسک
سر و ته
زیبایی ناب
زندگی مردی که تولدش را فراموش کرده بود
ماهی ها پرواز نمیکنند
مرغ مولانا یک پا دارد
یک
هفته
چی میل دارید قربان؟
گره دیوار
آتش دست را می سوزاند
شمارش اعداد
شاید روزی من
پرواز؛ بدون بال اضافه اما
بگذار آفتاب بر من هم بتابد
عاشقانه ای بی صدا
چاپ عکس رنگی در پانزده دقیقه
امروز اول دیماه است
نابینا
تنهایی عریان
عادت عادت
پر طرفدارها:
زیبایی ناب
گوشهایت سکوتم را میشنود؟
سر و ته
دنیای بی روح
مترسک
یک
مرغ مولانا یک پا دارد
ماهی ها پرواز نمیکنند
زندگی مردی که تولدش را فراموش کرده بود
هفته
ابر را که می تواند آبستن کند؟
چی میل دارید قربان؟
نابینا
چاپ عکس رنگی در پانزده دقیقه
عاشقانهی بیدلیل ِ باد و پیشانی
Fortuitous
من در نپتون زندگی می کنم
نمی دانم باورتان می شود یا نه. باید بشود. آقای قاضی! من همیشه فکر می کردم اینجا بالاست!
-
مجید
[
]
© 2008
VAJAK
. All Rights Received. | Powered by
MT 4.0
|
RSS Feed
64