- می دانی؟
- (...)
- چطور بگویم؟
- (...)
- گمانم خودت بدانی.
- (...)
- کاش لا اقل وقتی می فهمیدی سری تکان می دادی.
|
|
||||
![]() |
||||
|
'سیزده کلمه ای' چیه؟ شما هم بنویسید! سیزده کلمه ای های: مهشاد مجید محیا گیل آوا بامداد همه: فقط برای اینکه گاهی لازم است خودت بفهمی افلیج یک عمر سال نو دنیای بی روح زیبایی ناب هفته چی میل دارید قربان؟ گره دیوار پر طرفدارها: زیبایی ناب گوشهایت سکوتم را میشنود؟ سر و ته دنیای بی روح مترسک یک ماهی ها پرواز نمیکنند زندگی مردی که تولدش را فراموش کرده بود هفته مرغ مولانا یک پا دارد ابر را که می تواند آبستن کند؟ چی میل دارید قربان؟ چاپ عکس رنگی در پانزده دقیقه نابینا عاشقانهی بیدلیل ِ باد و پیشانی Fortuitous |
- می دانی؟
- (...) - چطور بگویم؟ - (...) - گمانم خودت بدانی. - (...) - کاش لا اقل وقتی می فهمیدی سری تکان می دادی. عشق حقیقی یعنی توقف فکر - جایی که پاهایت نمی روند - دستهایت نمی نویسند و هیچ چیز نمی گویی.
هفت سین. ماهی. شمع. سبزه. سبز - سفید - سرخ. «پرچم». سورمه ای. سرخابی. سیاه. خاکستری.
کیت های کوچک کامپیوتری را می کارند و ساختمان های مسی متولد می شوند. که در سرما سردترین و در گرما گرم ترین است.
نور رنگ رنگ آویزان از قله ی سنگی کوهستان، ناپیدا در سفیدی پنهان مه و باران و ابری گستاخ.
از شنبه تا پنجشنبه - بی هیچ حادثه ی ناگوار اما از وحشت نحسی این شنبه به تمامی نابود.
کافه های شلوغ، نواهای قدیمی، سیاهی براق چشمها از پس دود خاکستری.
- یک بوسه، لطفا! خشت اول را کج می نهم و تا خود ثریا پای-کوبان دیوارهای تنیده شده را از هم باز می کنم.
|
|||