سیزده کلمه ای      
   
- می دانی؟
- (...)
- چطور بگویم؟
- (...)
- گمانم خودت بدانی.
- (...)
- کاش لا اقل وقتی می فهمیدی سری تکان می دادی.
عشق حقیقی یعنی توقف فکر - جایی که پاهایت نمی روند - دستهایت نمی نویسند و هیچ چیز نمی گویی. 
هفت سین. ماهی. شمع. سبزه. سبز - سفید - سرخ. «پرچم». سورمه ای. سرخابی. سیاه. خاکستری.
کیت های کوچک کامپیوتری را می کارند و ساختمان های مسی متولد می شوند. که در سرما سردترین و در گرما گرم ترین است.
نور رنگ رنگ آویزان از قله ی سنگی کوهستان، ناپیدا در سفیدی پنهان مه و باران و ابری گستاخ.
از شنبه تا پنجشنبه - بی هیچ حادثه ی ناگوار اما از وحشت نحسی این شنبه به تمامی نابود.
کافه های شلوغ، نواهای قدیمی، سیاهی براق چشمها از پس دود خاکستری.

- یک بوسه، لطفا!
خشت اول را کج می نهم و تا خود ثریا پای-کوبان دیوارهای تنیده شده را از هم باز می کنم.
 
       
 
© 2008 VAJAK. All Rights Received. | Powered by MT 4.0 | RSS Feed