سیزده کلمه ای      
   
آدمها
     خیابون
          دوست
               پله های سنگی

بند کفشم باز شده، صبر کن
...درست شد.
به خورشید نگاه میکند
پرندگان به او
باد
کاش میخهای سرشانه ام را محکم تر زده بود... صدا میدهند.
امشب سرده،
اینقدر باهاش حرف میزنی که دیگه حرفاش توی ذهنت نمیمونه
بخواب... واسه تنوع!     
 
       
 
© 2008 VAJAK. All Rights Received. | Powered by MT 4.0 | RSS Feed